مشیانه
نیمه زنانه ازلی
شاه امفاکتوس سوم : ( ای پادشاه صورت و معنی که مثل تو / نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش رعیت نواز - اهل دمکراسی - فرمودند حبسیه را به شیر خوارگاه تبدیل کنن. آخه ۴ تا زن عقدی و ۴۰ تا صیغه و ۴۰۰ کنیز و رامشگر و ۱ پزشک مخصوص دارن که همه اینها رو می ارزه !!! - اولین پزشکی که معالجه وجود گرانقدرشون رو به دست پزشکی به اسم حکیمه خاتون مرضیه بانو سپردن ! - نازک دل قدرتمند - تنها قورباغه ای که با رغبت می بوسم چون معتقدم زیر جل ! قورباغه ایشون شاهزاده ای طلسم شده - گاهی کله گرانقدرشون بوی قورمه سبزی میده - اردک زرد درون وان حضرتشون دلم رو خون کرده ! - با کلاسیش مانع از این نمی شه که دیزی دوست نداشته باشن . پسر عموی عزیزم کیهان ! : این مرد خود رت باتلره - قادر هر زنی رو از راه بدر کنه - یه کم شکم داره اما خوش تیپه پسر عموم - لجبازه و اهل کل کل ـ جذاب، خونگرم ،زودجوش ، فلسفه اش اینه : دم را غنیمت دان! - در تمام نقاط جهان زنهای رسمی و غیر رسمی داره که هوو ها با هم ارتباط دوستانه دارند - این همون کسیه که دست شیطون رو از پشت بست ها ! - مهربون - آب شنگولی و کباب سلطانی دوست داره دل نازک - گوشیش مملو از جک های سکسی و احمد نجاتیه - خلاق - اگر به دهنتون چشم دوخته به این خاطر نیست که لب های خوشگلی دارید ، داره روده کوچیکتون رو آندرسکوپی میکنه - غیر قابل پیش بینی - با کت و شلوار میخوابه با پیژامه میره مهمونی ! - با مرام و خراب رفیق - عاشق شلوار جین ـ ابرو هاش رو بر میداره - دقیق و جزئ نگر - فست فود میخوره با ماءشعیر به گفته راویان اخبار چند دختر را کشته ! ای دختر کش ! - خود دن کورلئونه - اتوکشیده ، مودب ، جنتلمن ـ در بذل احساسات خسیس ـ روزنامه های صبح رو می خونه - مغزش کار میکنه - لاغره و قد بلند - تو ماهیگیری از آبهای گل آلود ماهره - خوش قلبه و با این حال رگه های شیطنت در اعماق معدن وجودش می درخشه - کم گو و گزیده گو - براش سالاد الویه و لازانیا بپزید عقیق : من چه گویم که تو را نازکی طبع خیال / تا به حدی ایست که آهسته دعا نتوان کرد ؟ پری مهربون کارتون پینوکیو - به انگشت های ظریقش اعتماد نکنید ها ! انگشتاش مثل پنجه بکس عمل میکنن - به متافیزیک معتقده - اهل فکر و به دنبال کشف حقیقت - هپروتی نیست و به پسر شاه پریون اعتقادی نداره - کنار لبش سمت راست یه خال سلاطونی داره - فسنجون رو ترجیح میده یادتون باشه که تنها علی نورانی علی نورانیه و هیچ شعبه دیگه ای هم نداره - انسان مدرن - بد قلق - گرافیست بی نظیر - تو منطقش گاهی ۲+۲ میشه ۵ - برگه ژوکر - مواظب باشین تو دالون ذهنش گم نشید - مستبد و بی رحم - عکاسباشی ! می تونه از سوراخ جوراب شما هم عکسای هنری برداره ! - تو دل برو و دوست داشتنی - جز معدو آدم های که جنبه داره - یکی از علاقه هاش شکلک در اوردن برای بچه هاست - شیر، شلغم و سالاد ماکارونی با پیازچه رو دوست داره که تعجب نمی کنم اگه همه اش رو با هم بخوره هیچ: فرهنگستان زبان و ادب به جای سه کلمه : شعور ، ادب و فرهنگ ، کلمات محمد ، حسین ، کاظمی زاده را پیشنهاد کرد - من رو یاد سیمور تو داستان بلند بالاتر از هر بلند بالایی می ندازه - غیر قابل اعتماده قابل اعتماد - مهربون بی رحم - هیچ مرزی رو نمی شکنه و هیچ قانونی رو زیر پا نمی زاره - اهل مطالعه - تو دو سالگی معنی واژه اگزیستانسیالیسم رو از مادرش پرسید ! - خراباتی - اخلاقش مثل هوای بهاری تغییر میکنه - کافه های دنج و رستوران ۴۶۹ رو دوست داره . قورمه سبزی میخوره
شاید بد نباشه اگه حدس های که دیگران در مورد من زدن رو اینجا بنویسم . اونهای که من رو بیشتر می شناسن یا دیدن قضاوت کنن شاه آمفاکتوس سوم فرمودند :حکیمه خاتون مرضیه ، تنها پزشکی که در دربار پادشاهی به این سمت گمارده شده - در مغزش افکاری شیرجه میزند که نمی توان به سادگی از آن سر در آورد .هر وقت اسم مرضیه به گوشمان می خورد نا خود آگاه مرضیه را به مریضه تغییر می دهیم . آرزو داریم هیچ وقت دندان درد سراغش نیاید .اصلا هر چه درد و بلا دارد بخورد بر فرق میر فرقان نسب گردن شکسته ....(لگن خشک کن گرمابه درباری !!) به اردک زرد درون وانمان حسودی می کند غافل از آنکه آن اردک را دک می کنیم اگر بخواهد ... دوستان هم دانشکده ایش ما را با این همه کبکبه و دبدبه اخ و پیف می کنند اما مرضیه بانو حمایت می کند ما را در مقابل دسیسه های دست دوم نخ نما ... فردی منطقی به نظر می رسد که با شرایط منطقه ای خود را سازگاز می کند علی پورصادقیان گفته :بچه با حال و پر انرژی ، افراطی آرایش می کنه ، دختری که وقتی از یه در وارد میشه از در پشت ۱۰۰ نفر در میرن ،عاشق اینکه پشت سر ملت حرف بزنه ،یه آنالیزور شخصیت ماهر ،وقتی متلک میندازه خودش بیشتر از همه می خنده . عقیق گفته : مرضیه دختری با کفش های کتانی : محکم و منطقی ، ... اما نترسید زیر این ظاهر معقول و منطقی دختر بچه ای پنج ساله ی شاداب و شیطانی زندگی می کند که گاهی جست و خیز کنان از زیر جلدش بیرون می پرد و موهایتان را می کشد و شکلک در می آورد و لج می کند و جبغ می کشد و بلند بلند گریه می کند اما دوباره آرام می گیرد و خودش را پنهان می کند . به راحتی فراموش نمی کند نه پسر همسایشان را که در ۴ سالگی دست عروسکش را کند و نه رهگذری را که چند دانه نقل توی مشتش ریخت تا توی بغل مادرش گریه نکند ...رک و راست ...که این رک بودن گاهی برایش دردسر می شود ... پر تلاش و اهل بحث . دورویی و تظاهر را تحمل نمی کند ...دقیق و با هوش ..باهوش و با اعتماد به نفس . گاهی عجول ...نوشیدنی ها را داغ داغ سر می کشد .. مثل معدن است باید کشفش کنید دم دستی و در دسترس نیست . بعضی دیالوگ ها مثل موسیقین که حتی بعد از تموم شدن آهنگ هنوز پس ذهنت می نوازه و انگشتات باهاش ضرب می گیره .فیلم تموم شده خیلی وقته . حتی یادت نیست آخرین بار کی دیدیش . اما گاهی نا خود آگاه دیالوگاش رو تکرار میکنی - این لقمه ها برای گلوی انسانیت بزرگه ! شیر در زمستان رو که دیدم مدتها دیالوگ هاش مثل یه آبنبات نارنجی پرتقالی برام مزه داشت . دیگه به النور و جان و هنری فکر نمی کنم . اما دیالوگ ها یادمه : - وقتی جز هوا چیزی برای تنفس نیست . درست نیست در خوبی هوا شک کرد ! - من بیش از تمام دوندونهای تو تو زندگیم شکست خوردم . - من اومدم که به شما پیشنهاد صلح بدم "من به صلح شما میخندم ! " - این کنجکاوی از یک گربه مرده بعیده ! - تو همونقدر که مرگباری مردی ! شما دیالوگ خوب سراغ نداری ؟ یه آبنبات لیموی ضد سرما خوردگی ؟ پ.ن : این جا دعوا نکنید ! مخصوصا اونهای که می دونن خیلی برام عزیزن . پ.ن : بعضیا منو خیلی خجالت میدن . من این همه نیستم . شرح عکس : این تصویر یک پارتی در شیرازه !!! همونطور که مشخصه اسباب لهو و لعب و عیش و عشرت مهیاست . و روابط نا مشروع رو هم که مشاهده میکنید .البته شخصی که در حال خروج از مجلسه حافظ شیرازی ملغب به لسان الغیبه . و قتی علت رو جویا شدن پاسخ داد : من از سر شب اینجام . زیدم هم سرماخورده نیومده . مجلس دیگه ایشالله !(خیلی از این عکس حض بردم . کاملش رو اینجا ببنید ) آن تلخ وش که صوفی ام الخبائث اش خواند اشهی لنا و احلی من قبله العذارا ! این یکی از بیت های پایانی غزل معروف (دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را ) است . فکر می کنید منظور حافظ از صوفی کیه ؟ منظور حافظ پیامبره ! و خوبه که بدونید صوفی در غزل حافظ کمی معنی منفی داره . این بیت در مخالفت با این حدیث پیامبره که : (شراب ام الخبائث است و هر کس از آن بنوشد نمازش تا چهل روز قبول نمی شود و اگر بمیرد به مرگ جاهلیت مرده ) معنی بیت : آن شراب تلخی که پیامبر آن را ام الخبائث خواند ( ما برای پیامبر تره هم خورد نمی کنیم ! )و برای ما از لب دوشیزگان شیرین تر است ! من به سلیقه حافظ در ترجیح شراب به لب دوشیزگان کاری ندارم . امریست شخصی . و خیلی ها این را به آن و آن را به این ترجیح می دهند . اما این که حافظ رسما با پیامبر مخالفت کنه معلوم میشه شاعر ها هم گاهی گردن کلفتی می کنن! ۲ فکر می کنم ما باید خوشحال باشیم که شاعران بزرگی مثل : مولوی ، حافظ ، سعدی ، فردوسی ،باباطاهر و خیام در زمان ما و زمان جمهوری اسلامی زندگی نمی کردند . چون انوقت چیزی از ادب پارسی باقی نمی موند . تصور کنید هر کدوم از این شاعران به یک علت تحت تعقیب و شکنجه قرار میگرفتند یا زندان و محکوم به مرگ می شدند ؟ حافظ : به جرم شرب خمر و روابط نا مشروع و توهین به ارکان اسلام ! مولوی : به جرم ایجاد فرقه ضاله ! و همجنس بازی با فردی به نام شمس ! فردوسی : به جرم تحریک مردم به جنگ مسلحانه و تبلیغ دین مهر پرستی و دین مبین زردشت و شاهدوستی ! سعدی : به جرم روابط نا مشروع و همجنس بازی با غلامان زیر ۱۸ سال ! خیام : به جرم شرب خمر ! باباطاهر عریان : به جرم بد لباسی ! پ.ن : خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند / ساقی بده بشارت رندان پارسا را پ.ن : هفته دیگه تو دانشگاه ملی (شهید بهشتی سابق! ) فیلمی با عنوان مشیانه نمایش میدن . تشریف نمی یارید دانشگاه ما ؟ شنبه ساعت ۱دانشکده ادبیات تالار مولوی ! پ.ن : من دارم میرم سفر و فعلا تا اطلاع ثانوی در دنیایی مجازی حضور ندارم . برگشتم به همه سر میزنم !تعطیلات به همه خوش بگذره ! دنیای تخیل جذاب و وسیع و ترسناکه . همون که شما رو به این باور میرسون که جیرجیرکی که چند قدم دور تر آواز میخونه میتونه هر لحظه قورتتون بده . فاصله تخیل و توهم گاهی به ظرافت بشره پیازه . ترسناک ترین خیالی که گاهی سراغم میاد اینه که واقعی نباشم . این که یک شخصیت خیالی باشم که با تمام دنیا و متعلقاتم فقط تو ذهن یه نویسنده وجود داره .نویسنده ای که ممکنه مرد عینکی موبلندی باشه که چای و شکلات دوست داره . فکر کنم هیچ جوری نشه فهمید من واقعیم یا نه . بامزه است که یه روز نویسندهه به سرش بزنه که من رو delete کنه . انوقت احساس میکنم یکی به آرومی داره پاکم می کنه . پ.ن : من فمنیست نیستم .
پیش از آنکه با خبر شوی ، لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود ! قیصر امین پور هم رفت


| Design By : Night Skin |


