مشیانه
نیمه زنانه ازلی
هر چه میشود بشود من تو را پس نمی دهم به بهار ! خونه تکونی که تموم میشه ، فرش ها و شیشه ها و ملحفه ها و ظرف و ظروف ...که تمیز میشن ، من و خونه یه نفس راحت می کشیم . برا خودم چای می ریزم و رو مبل ولو می شم : آآآآآآآآآآآآآآخیش ! خیالم راحته که سر سال نوی همه چی تمیزه . همه چی مرتبه .خونه داره برق میزنه . یاد خودم می افتم . یاد دلم . از اونجا انقد مطمئن نیستم . ته دلم بفهمی نفهمی کدره . یادمه امسال به یکی گفتم که اصلن نمی بخشمش، که ازش متنفرم . به دو - سه نفرم گفتم یادت باشه چی گفتی و چکار کردی ، چون من یادم نمیره . به خودمم هم چند بار تذکر دادم که دیدی فلانی و فلانی چقد بد جنسی کردن ؟ دیدی اشکتو در اوردن ؟چند تا کلوز آپ و لانگ شات هم هست که هی تو ذهنم تکرار میشه و اذیتم میکنه ،اینا دیگه تقصیر هیچکی نیست . نه ! دلم نمی خواد با این دل پر لکه و خط خطی پا بزارم تو سال جدید . مگه دل من چیش کمتره از این شیشه ها و درو دیوار و اون قابلمه است که دارن برق میزنن ؟ دلبند عزیزترین ! از من پرسیده ای زندگی چیست, مثل این که بپرسی هویج چیست؟ دوم- یه فنجون کتاب از دهن افتاده ویرگول که مدتیه به خواب زمستونی رفته منو دعوت کرده به بازی کتاب های نیمه تمام . راستش انقد دوز بی سوادیم بالا ست که یه مدت جرات نمی کردم بازی کنم .اما حالا بعد از خوردن یک لیوان آب قند به رینگ بوکس بر می گردم و خودزنی می کنم ۱- چنین گفت زردشت / نیچه : مزه قرص اورگوتامین سی می داد ۲- کلمات /سارتر : مثل وزوز مگس در یک عصر تابستونی کسل کننده بود ۳- ماندارانها / سیمون دبوار : ایضن خسته کننده بود ۴- همه نام ها / ساراماگو : نمی چسبید ۵ - طنزآوران امروز ایران : در کودکی کلمه سوزاک ۶- نان و شراب / ایناتسوسیلونه : حکایت و من و این کتاب مثل حکایت اون دو تا خط موازیه که بهم نی رسن . ۷- دن آرام /شولوخف : هیچ بهونه ای برا نخوندنش ندارم ۸- قرن من / گونتر گراس : واقعن نمی فهمم چرا این کتاب انقد معروفه ؟ ۹- کتابهای زیر هم به علت کمبود وقت نصفه خونده موندن و هر شب تو کتابخونه دستجمعی آواز می خونن و خوابام و آشفته می کنن : کلیسای جامع - هزارتو ها برخس - اسفار کاتبان - صید قزل آلا در آمریکا - مجموعه نامریی - شهر شیشه ای - دیوانگی در بروکلین- مکاتب ادبی . خب ! حالا نوبت شماست . دم در بده بفرمایید تو ! شما هم دعوتید : ۴۶۹ - علی نورانی - شبگیر - حامد - شیخ حقگو - عالیجناب شاه آمفاکتوس سوم - پسر عمو عزیزم کیهان - آخرین پدر خوانده - عقیق - مهتاب - بهار - ارس - نقاش خیابان چهل و هشتم سوم - GAME OVER سیاوش من رو دعوت کرده به بازی . قراره ترانه و آهنگ های محبوبم رو بنویسم .برای من که دوست دارم با موسیقی بیدار شم با موسیقی زندگی کنم با موسیقی بخوابم بهترین بازیه . ۱- بنان - بوی جوی مولیان ۲- شهرام ناظری - مطرب مهتاب روی ۳- مامک خادم - PARTING WAGES WITH THE SOAL 4- گوگوش - کیوکیو بنگ بنگ ۵- فرهاد - جمعه و یه شب مهتاب ۶- فریدون - شیاد ۷- شهیار قنبری- دکلمه ها و آلبوم قدغن ۸-محسن نامجو - زلف بر باد ، باد نو بهاری ، عقاید نوکانتی ، بگو بگو ۹- گروه راک میرا - زخم ۱۰- هیچکس - قانون ۱۱- ALEX ___ ترانه ی WARUM ۱۲- ENRIQU EGLESIAS ____ ترانه ی LOVE 1۳- MODERN TAKING ___ ترانه ی MY HEART ۱۴- DJ ALLIGATOR ___ ترانه ی FLY ۱۵- PINK FLOYD ___ آلبوم IN THE FELASH ۱۶- CHER __ ترانه ی DOVE LAMO ۱۷- JIPSIKING ___ ترانه ی AMORO MIO ۱۸ - تارکان ــــ ترانه ی HOP ۱۹ - دیانا حداد - مانی مانی و شاطر شاطر ۲۰ - آهنگ های بدون کلام خوابهای طلایی - جاده ابریشم - موسیقی فیلم BLUE و LORD OF KING بفرماید چای دوم ! شما هم دعوتید : هیچ عزیز - شبگیر - شاه امفاکتوس سوم - خاطره - حامد - ویرگول - دارکوب - علی نورانی - پدر خوانده - پسرعمو کیهان - ارس - داداش عقیل- نقاش خیابان چهل و هشتم - بهار - عقیق- شیخ حقگو - چهارم - شعرهای که باد توی گوش ات خواند شعر از دوستم جمال باباییه ، بر خلاف من رابطه اش هنوز با کلمات شفافه و گاهی باد زیر گوشش ترانه هاشو زمزمه می کنه . یادم هست مادرم همیشه به نان قسم می خورد "قسم به این قران " این رسم مردمی ست که از چه نمی دانم در سفره های گرسنگیشان آیه های این برکت همیشه چقدر خالی بود انقد بی قرار بهار بودم که یادم رفت زمستون چه حسوده . سرما نخوردم . گول خوردم . حالا انقد تب دارم که داغی آفتاب هیچ تابستونی به گرد پام نرسه . ۲ دیروز یکی از دانشجوهای دانشگاه ملی به مدیر گروهش گفت : یکی از ما دو تا داره دروغ میگه ؛ مث سگ !! اون یه نفرم من نیستم ( من ؟ نه بابا من از این جراتا ندارم ) ۳ سهراب سپهری ۴ یه آبنبات از فیلم sin city :آدمکش ها رو دوس دارم چون هر کاری هم که باهاشون بکنی احساساتت جریحه دار نمیشه . .jpg)

خب هویج٬ هویج است و همین است که هست. چخوف به الگا
را در این کتاب یافتم و معنیش را جویا شدم . مرا لت زدند و گوش بمالیدند و کتاب ستاندند و کن فیکون کردند !

اشکال نداره پریا میگه : شلغم میوه بهشته !
من که در لخت ترین موسم بی چهچه ی سال تشنه ی زمزمه ام
بهتر انست که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقش مرغی بکشم
| Design By : Night Skin |

