مشیانه
نیمه زنانه ازلی
خداحافظ آقای بازیگر ! آبنبات هامون : « لاکردار ! اگه بدونی هنوز چقدر دوست دارم ! » - «تو میخوای من اونی باشم که واقعن تو میخوای من باشم؟ اگه من اونی باشم که تو میخوای، پس دیگه من، من نیست . یعنی من خودم نیستم…» من کنار « فروغ » می خوابم ، تو ولی « جنگ و صلح » می خوانی ! ¹ به وبلاگ چند نفر از دوستان که سر میزدم دیدم بحث حمله آمریکا به ایران دوباره داغ شده . در این مورد احساس دوگانه ای دارم . گاهی خودم رو تصور می کنم که تو لوله تفنگ نظامیان آمریکایی گل میزارم و میرم دیسکو و کشف حجاب کردم . گاهی هم خودمو می بینم که مثل " ناتالی " تو سریال " ارتش سری " حملات چریکی انجام میدم و فعالیت های زیرزمینی علیه ارتش متخاصم امریکا ! اما چیزی که بعد از همه این خشمزگی ها به سراغم میاد اینه که اگه آمریکا حمله هم کنه کسی هست که بخواد جلوش وایسه ؟ نه دیگه الان که سال 59 نیست . به جوانهای برنا و رشید اطرافتون که چهار ستون بدنشون هم سالمن فکر کنید حاضر که نه ، اصلن می تونن برن جبهه ؟؟ من که فکر نمی کنن .آخه تو جبهه ژل و چسب مو به هم نمیرسه .این خوش تیپ ها خاکی میشن طفلکا ! 360 تشون رو چطوری چک کنن ؟ جهت حفظ آبروی ملی و انسجام اسلامی از قضیه ابزولوت و دافی و " آی خوشگل خانم راندوو بیا سر کوچه مون " درز میگیرم ! به قول سروش هیچکس « ببین چیه که تفریح سالم پنیره / باور نداری ؟ تفریح سالم همینه / با یه نگاه و تشخیص ساده هم میشه فهمید/ که تو مخ جونا عقل نیست / وضعیت حاده / امیدوارم بفهمی » اما این صحنه ها رو تصور کنید : - تصویر سرباز شهیدی که هنگام اس ام اس بازی به دیدار معبود شتافته ! - پیک موتوری که سعی می کنه از زیر آتش توپخانه دشمن با رشادت بگذره تا پیتزا رو به خط مقدم برسونه !! - از بلندگو های قرارگاه صدای مایکل جکسون و الکس و جهت بالا رفتن روحیه سربازان پخش میشه !!! - سرباز فداکاری که شبانه و مخفیانه موهای همقطارهاش رو واکس مو میزنه !!!! از اون گذشته من و شما که خواب نما نشدیم نه احمدی نژاد رجاییه نه سردار زارعی با فرمانده باکری قابل مقایسه است . نه دیگه ایران امروز 8 ساعتم نمیتونه مقاومت کنه 8 سال پیشکشش . آبنبات سین سیتی : می خوای بری زندون ؟ زندون برات جهنم بود . - جهنم اینه که هر روز از خواب بیدار شی و ندونی چرا زنده ای ! لطفن با پیژامه وارد شوید ! مشغول خوندن کتاب « قلندران پیژامه پوش » هستم که مجموعه طنز نوشت های سید علی میر فتاح تو روزنامه شرق خدابیامرزه ! از اون کتاب هاست که توصیه می کنم یه وقت تو مترو ، اتوبوس ، مکان عمومی نبرید که بی هوا و یه دفعه قهقهه می زنید . خدانخواسته بقیه فکر می کنن خل وضعید . پ.ن 1 : از شعر های شهرام میرزایی از نظر مدیر خوابگاهمون من ناهنجارم !چون کلکسیون جعبه سیگار دارم . مدیر خوابگاهمون امده بود و " اون چیزا" رو رو دیوار دیده بود و بهت زده شده بود :" وا ! کلکسیون جعبه سیگار ؟ .... من به این دختره مشکوکم ... برخلاف هنجارهای یه دختر ایرانه ! اعتراف می کنم که من اشتباهی بودم !!!! هیچ جای اون آیین نامه لعنتی مربوط به مستاجرین هنجار و ناهنجار و جعبه سیگار نیومده بود کاش یکی به من بگه یه دختر – به هنجار – ایرانی چه شکلیه ؟ چی می خونه ؟ سرگرمیش چیه ؟ چی می پوشه ؟ کلکسیون داره ؟ چی جمع می کنه ؟ به چی دلش خوشه ؟ کلکسیون مداد تراش داره ؟ یا جانماز ؟ یا یه کوفت بی خطر ؟ در این دادگاه اعتراف می کنم که خوشحالم ! خدا رو شکر می کنم که بر اساس هنجار های پوسیده شما زندگی نمی کنم . خدا رو شکر می کنم که هنوز ذره ای از شعور برام باقی مونده . شکر که هنوز کنسرو نشدم . که هنوز قالب شما رو نگرفتم . از من بترس ! از من وحشت کن ! من یک ویروس زنده ام که خط کشی های امثال تو رومی شکنم . به من مشکوک باش چون من بلدم !!!! بر خلاف جریان آب شنا کنم . بازی عبدالله رضایی و آخرین پدر خوانده منو دعوت کردن به بازی فیلم ها و بازیگر ها و کارگردانهای مورد علاقه . اجابت شد . فیلمها : خون به پا خواهد شد – درخشش – هفت – دارو دسته نیویورکی - جای برای پیرمرد ها نیست – رنگها : آبی – پیانیست - دزدان دریایی کارایب 3 – هامون – گوست داگ - چهارشنبه سوری – چند کیلو خرما برای مراسم تدفین بازیگران : دنیل دی لویس – جانی دپ – برد پیت – جک نیکلسون – رضا کیانیان – ژولیت بهنوش – ادری توتو - ایرنه ژاکوب – سوسن تسلیمی – گوهرخیراندیش کارگردانان : کریستف کیشلوفسکی – استنلی کوبریک - مارتین اسکورسیزی – جیم جارموش – برادران کوئن – پل توماس اندرسون – سامان سالور شما هم دعوتید : هیچ عزیز – اکبر رسولی - امید امیدوار – سیاوش ایرانی – نقاش خیابان 48 – حمیدرضا عزیزی – مهرگان – خاطره آبنبات: " بیرون شهر . خاکستری . بیرون جا - صدای کر کننده آهنگی پر هیاهو از پخش صوت سواری ایستاده ، بر ضمینه تهران دودآلود با برجهایش . از قاب شیشه ای جلو سواری دیده می شود یکی گونی به سر کشیده را به جلوی دیوار سیمانی خاکستری هل می دهند . - تصویر بسیار نزدیک از تبری که پیش می آید و با شدت و خشم به هدفش ضربه می زند . خون می پاشد - تصویر از بخشی از تن بر خود خمیده ی قربانی . پوشیده در بارانی خاکستری که تبر می دردش . - تصویر نزدیک دستهای تبر زن با دسته تبر ، بر انگشت او انگشتری نه پربها با نگبن آبی - مردی که میزد ، بی آنکه چهره اش دیده شود ، بارانی سفید رنگ خون آلود را در می آورد و به سوی تصویر پرتاب می کند . - تصویر سیاه می شود . صدای دو تخته که بهم می کوبند . عنوان بندی : اتفاق خودش نمی افتد ! " پ.ن 1 : امروز به مامان مربای آلبالو پختیم . این وبلاگم دیگه باید تابستونی میشد .


مشغول خوندن اینم :

| Design By : Night Skin |


