تبليغاتX
مشیانه




















مشیانه

نیمه زنانه ازلی

جلوی آینه ایستاده بودم سعی می کردم با فشار و زور گوشواره ام را بندازم . با درد شدید بلاخره موفق شدم . تازه وقتی قطره های خون را دیدم که روی شونه چپم می چکه ، متوجه شدم که گوشم رو اشتباهی سوراخ کردم !
در یک ثانیه مردرد بودم بین این که جیغ بکشم یا گریه کنم یا از گردن کسی آویزون شم و که یاد تو افتادم ...ونسان عزیز !
مسلمن اینکه آدم گوشش را اشتباهی سوراخ کند تومنی سه زار توفیر دارد با اینکه آدم در کمال هوشیاری گوشش را بکند !
در باره این تو چطور گوشت را بریدی روایت مختلفی هست ونسان جان ! من این یکی را بیشتر دوست دارم :
گفته اند که منزل یکی از دوستان نقاشت بودی که منزلش مسکن زیبارویان (شما بخونید خانه اعفاف ! )  شهر بود . گویا تو ی ناقلا به یکیشان نظر داشتی .
زن لوند آمد و روی زانوی تو نشست : روفوو *! با من نمی یای ؟
ما که با هم رودربایستی نداریم ونسان ؛ تو نقاش فقری بودی این بود که با بی چاره گی در آمدی که : من که پول ندارم عوضش بدم !
زن گوش چپت را نوازش کرد و خندید : گوشت رو به من می دی ؟
تو به خانه نرسیده و رسیده گوش چپت را کندی و در دستمال پیچیدی و گرماگرم و خون آلود فرستادی برای محبوب !
نه این که این پست تنها یک روایت باشد از گوش من و تو ، ها ! نه !
- راستش ونسان جان ! من در همان وضعیت ، جلوی آینه ، گوش سرخ و دردناک در دست از تو خجالت کشیدم که یکی آه هم بکشم .
- تعداد زنان لوند جهان رو به کاهش است ونسان جان ! باور نمی کنی ؟ این را تعداد گوش های سالم مردهای جهان ثابت می کند .
- این روز ها مرد ها خسیس شده اند ؛ نه تنها حاضر نیستند گوششان را بکنند و به محبوبشان بدهند ، بلکه دیگر به آنها گوش هم نمی دهند !
راستی تو چی عزیزم ؟ به من گوش می دهی  ؟

*  اسم خودمانی ونسان ونگوک

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 21:31 توسط مرضیه|


Design By : Night Skin