مشیانه
نیمه زنانه ازلی
عاشق کتاب های هستم که آدم رو از خودش جدا می کنه .آدم بعد از خوندش سرش سبک میشه ، گیج میره و دنیا می چرخه ! کتاب خوب باید مثل ودکای ۴۰٪ باشه . آدم از خوندنش مست بشه . باید بشه جمله جمله اش رو مزه مزه کرد . باید بشه با جمله جمله اش معاشقه کرد . کتاب خوب مثل مرفین درد دندون روحت رو آروم می کنه. مثل چاقوی تیز و ظریف جراحیه که روحت رو شکاف میده و با خوندنش اعصابت تیر می کشه . اینا رو نوشتم که خوندن یه همچین کتابی رو بهتون توصیه کنم : داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد . کتاب یه نمایشنامه است نوشته ویسنی یک نویسنده رومانیایی با ترجمه زیبا و روان تینوش نظم جو .قسمت های از این کتاب : صحفه ۳۷ جایی که مرد نمایش یاد میگره که بدون کلمه های عادی حرف بزنه شب دوم ؛ ( در سایه روشن . شاید پس از معاشقه . پشت به پشت هم روی زمین نشسته اند و سرهایشان را به هم تکیه داده اند . زن انگور می خورد . مرد سیگاری خاموش بر لب دارد و فندکی در دست .) زن : بگو آ مرد : آ زن : مهربون تر ، آ. مرد : آ . زن : آهسته تر ، آ . مرد : آ . زن : با صدای بلند اما لطیف ، آ . مرد : آ . زن : بگو آ ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی دوستم داری . مرد : آ . زن : بگو آ ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی هرگز فراموشم نمی کنی . مرد : آ . .... زن : بگو آ ، مثل اینکه بخوای بهم بگی سلام . مرد : آ . زن : بگو آ ، مثل اینکه بخوای بهم بگی خداحافظ . مرد : آ.
| Design By : Night Skin |


