تبليغاتX
مشیانه -




















مشیانه

نیمه زنانه ازلی

 

 

پیچ برنامه ریزی شده با قرار قبلی

 

 

شما خواننده ی عزیز احتمالا خوب می دونید پیچوندن یعنی چی . معنی اصلی پیچوندن یعنی این که یک چیزی رو بگیریم و همین جوری بچرخونیم یا بپیچونیم . اما یک معنای ضمنی هم برای پیچوندن وجود داره که همون مچل کردن ، سرکار گذاشتن ، بدقولی کردن ، وعده ی سر خرمن دادن ، عنتر و منتر کردن ، به ریش کسی خندیدن و از این قبیل کارهای زشت و ناپسنده .

 

حتما تایید می کنید که پیچوندن کلا کار بدیه ؟ نه ؟ حالا به نظر شما به کسی که یک نفر دیگه رو می پیچونه چی باید گفت ؟ به خصوص وقتی که فرد پیچونده شده هرچی فکر کنه یادش نیاد چه هیزم تری به فرد پیچوننده فروخته و دلیل این اتفاق چیه ؟

 

حالا چی شد که اینها رو نوشتم ؟ علتش اینه که من اخیرا توسط دو فرد محترم که اتفاقا با هم دوست هم هستن به شدت پیچونده شدم . به نظر شما این که آدم به فاصله ی سه روز به دست دو نفر که با هم دوست هم هستن پیچونده بشه تصادفیه ؟ یا برنامه ریزی شده ست ؟

 

من که فکر می کنم این حسن تصادف علت داره . حالا علتش چیه ؟ خدا می دونه . جریان از این قراره که دو سه هفته ی گذشته جهت انجام یک پروژه ی پژوهشی نیاز به استفاده از تعدادی پایان نامه ی دانشجویی داشتم . یادم افتاد یکی از آشنایان محترم دانشجوی یکی از دانشگاههای محترم و معتبر تهرانه . به ایشون تلفن زدم و گفتم من که دانشجوی این دانشگاه نیستم چطور می تونم از پایان نامه های کتابخونه ی مرکزی دانشگاه شما استفاده کنم ؟ یا این که میشه از پایان نامه ها کپی گرفت یا نه ؟ یا این که اصلا پایان نامه ها توی کتابخونه ی دانشکده ها نگهداری میشن یا همه یکجا توی کتابخونه ی مرکزی نگهداری میشن ؟ آشنای محترم ما فرمودند از هیچ کدوم از این قضایا خبر ندارن ، بنابراین روز چهارشنبه که رفتن دانشگاه پرس و جو می کنن و به من اطلاع میدن چه جوری میشه به پایان نامه های دانشگاه دسترسی پیدا کرد .

 

خلاصه ، چشمتون روز بد نبینه . من یادم رفت بپرسم منظور ایشون از چهارشنبه ، کدوم چهارشنبه است ؟ تا امروز که هنوز چهارشنبه ی مورد نظر ایشون نرسیده . معلوم هم نیست کی این چهارشنبه ی موعود می رسه ؟

 

اما دومین فقره ی پیچیده شدن مربوط میشه به دوست محترم همین فرد محترم . ماجرا از این قراره که یک شب یکهو دلم شروع کرد به شور زدن . نگران حال کسی بودم که قرار بود عمل جراحی بشه . بعد از کلی کشتی گرفتن با موبایل موفق شدم یک اس ام اس بفرستم برای ایشون که اگر از حال ایشون خبری دارید فوری فوری به من هم اطلاع بدید تا از نگرانی دق نکنم . آقا چشمتون روز بد نبینه . اگه این دیوار به شما اس ام اس زد ( منظورم این دیوار روبرومه ) ، اون فرد محترم هم زد .

 

چند روز پیش کتابی خوندم از یرواند آبراهامیان درباره ی این که چرا ایرانی ها پشت هر اتفاقی دنبال دست های پشت پرده می گردن و برای خودشون یک توطئه طراحی می کنن ؟ من هم تصمیم گرفتم من بعد از این انقدر دنبال دست های پشت پرده نگردم ، اما واقعا میشه باور کرد این دو فقره پیچیده شدن برنامه ریزی شده نباشه ؟ من به این ماجرا میگم " پیچوندن سازماندهی شده " .

 

به نظر شما از دست این دو نفر به کجا شیکایت کنم ؟

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 10:19 توسط مرضیه| |


Design By : Night Skin